میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

میوه دل

یک روز پر هیجان

سلام گل قشنگ مامانی چند روزه که حال نداری و همش نق میزنی و حالتهای سرماخوردگی داری اما مثل همیشه چه مریض باشی چه نباشی بیرون رفتن رو به قول ما ددر و دوست داری امروز که می خواستیم بریم بیرون مامان جون ازت پرسید : سبحان جان کجا میری ؟ منم گفتم به مامان جون بگو ددر و در کمال ناباوری شما رو به مامان جون گفتی : ددر ؟؟؟؟ و من و مامان جون کلی ذوق کردیم . خبر جدید اینکه خاله مینا ( دوست مامان ) این شب جمعه مراسم نامزدیشه و بلاخره تنها دوست مامانی که مجرد بود عروس شد الان که دارم برات می نویسم از بیمارستان و کلانتری میایم . سر شب خاله سارا مهمونی زنونه داشت و بعد از مهمونی من به بابایی زنگ زدم بیاد دنبالم و بابایی گفت سبحان خوابه اگه م...
20 ارديبهشت 1391

یک روز پر هیجان

سلام گل قشنگ مامانی چند روزه که حال نداری و همش نق میزنی و حالتهای سرماخوردگی داری اما مثل همیشه چه مریض باشی چه نباشی بیرون رفتن رو به قول ما ددر و دوست داری امروز که می خواستیم بریم بیرون مامان جون ازت پرسید : سبحان جان کجا میری ؟ منم گفتم به مامان جون بگو ددر و در کمال ناباوری شما رو به مامان جون گفتی : ددر ؟؟؟؟ و من و مامان جون کلی ذوق کردیم . خبر جدید اینکه خاله مینا ( دوست مامان ) این شب جمعه مراسم نامزدیشه و بلاخره تنها دوست مامانی که مجرد بود عروس شد الان که دارم برات می نویسم از بیمارستان و کلانتری میایم . سر شب خاله سارا مهمونی زنونهداشت و بعد از مهمونی من به بابایی زنگ زدم بیاد دنبالم و بابایی گفت سبحان خوابه اگه می ت...
20 ارديبهشت 1391

خبر خبر خبر

سلام گلابتون مامان یه خبر خوب خوب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! آرررررررررررررررررررررررررررررررررررره بلاخره دیروز خاله سارا رفت سونوگرافی و ما فهمیدیم که نی نی خاله دخمره هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا یه دخمر ناز نازی بعد از چهار تا پسر خداییش هم ذوق داره خلاصه دخمر خاله جون تو راهه و ان شا الله سالم و سلامت باشه ...
17 ارديبهشت 1391

خبر خبر خبر

سلام گلابتون مامان یه خبر خوب خوب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! آرررررررررررررررررررررررررررررررررررره بلاخره دیروز خاله سارا رفت سونوگرافی و ما فهمیدیم که نی نی خاله دخمره هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا یه دخمر ناز نازی بعد از چهار تا پسر خداییش هم ذوق داره خلاصه دخمر خاله جون تو راهه و ان شا الله سالم و سلامت باشه ...
17 ارديبهشت 1391

موش کوچولوی من

سلام به روی ماه موش بلا و شیطون خونه این روزا واسه خودت آقایی شدی که نگو !!!! تو خونه چهاردست و پا میری و به همه جا سرک می کشی . کلا هیچی تو خونه از دستت در امان نیست . خونه رو هم که نگوووووووووووو ؟؟!! هر کس از در بیاد فکر میکنه بمب منفجر شده تو خونه . هر موقع هم دعوات میکنم با مظلومیت نگام میکنی و بهم لبخند میزنی   بیشتر از همه به توپهات علاقه داری و روی زمین قلشون میدی و دنبالشون میری و کلی سرت گرم میشه . سر سفره غذا هم علاقه فراوون به قابلمه و کفگیر داری و باهاشون بازی میکنی . همه نمکدونامون رو از بس کردی تو دهنت سوراخاش بسته شده و نمک نمی ریزه . تو خونه میگردی و به محض اینکه کوچکترین آشغالی رو زمین ببینی برمید...
17 ارديبهشت 1391

وقتی سبحان محو تلویزیون می شود

سلام عزیزترین موجود هستی . چند روز پیش وقتی که بیدار شدی گذاشتمت جلوی تلویزیون و خودم رفتم تو آشپزخونه که صبحونه بیارم و شما داشتی برنامه اتل متل تماشا رو نگاه میکردی و من از تو آشپزخونه حواسم به تو بود که یه دفعه خاله سارای تو برنامه (مجری) گفت بچه ها دست بزنین و در کمال ناباوری من  شما تند تند شروع کردی به دست زدن و من کلی از این بابت ذوق کردم . بعضی اوقات دوست دارم داد بزنم و بگم دووووووووووووووووووووووووستت دارم یه دنیاااااااااااااااااا ماچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ رو لبای قشنگت ...
5 ارديبهشت 1391

وقتی سبحان محو تلویزیون می شود

سلام عزیزترین موجود هستی . چند روز پیش وقتی که بیدار شدی گذاشتمت جلوی تلویزیون و خودم رفتم تو آشپزخونه که صبحونه بیارم و شما داشتی برنامه اتل متل تماشا رو نگاه میکردی و من از تو آشپزخونه حواسم به تو بود که یه دفعه خاله سارای تو برنامه (مجری) گفت بچه ها دست بزنین و در کمال ناباوری من شما تند تند شروع کردی به دست زدن و من کلی از این بابت ذوق کردم . بعضی اوقات دوست دارم داد بزنم و بگم دووووووووووووووووووووووووستت دارم یه دنیاااااااااااااااااا ماچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ رو لبای قشنگت ...
5 ارديبهشت 1391

سبحان بلا می شود

سلام به نازگل ترین پسر دنیا که مامانیش عاشقانه دیوووونشه از شیطنتهات که من پای کنجکاوی میذارمشون هرچی بگم کم گفتم دیگه از تو خونه هم فراتر رفتی و هر وقت میخوایم بریم بیرون توی ماشین میری بغل بابایی و به حساب پشت رل می شینی و فرمون رو محکم می چسبی و اجازه نمیدی بابا رانندگی کنه هر وقت هم که بابایی به زور تو رو میده بغل من کلی جیغ و داد راه میندازی . خلاصه ما رو به کاری که می خوای اجبار میکنی . درست روز دوم اردیبهشت امسال بود که شما برای اولین بار ریواس خوردی و چون برات یکم عجیب بود که این چه جور میوه ایست یکم گاز میزدی و یکم بهش نگاه میکردی . امروز برای اولین بار بعد از اینکه کلی تو سینه خیز کردن مهارت یافتی تونستی در حدود دو ق...
5 ارديبهشت 1391

سبحان بلا می شود

سلام به نازگل ترین پسر دنیا که مامانیش عاشقانه دیوووونشه از شیطنتهات که من پای کنجکاوی میذارمشون هرچی بگم کم گفتمدیگه از تو خونه هم فراتر رفتی و هر وقت میخوایم بریم بیرون توی ماشین میری بغل بابایی و به حساب پشت رل می شینی و فرمون رو محکم می چسبی و اجازه نمیدی بابا رانندگی کنه هر وقت هم که بابایی به زور تو رو میده بغل من کلی جیغ و داد راه میندازی . خلاصه ما رو به کاری که می خوای اجبار میکنی . درست روز دوم اردیبهشت امسال بود که شما برای اولین بار ریواس خوردی و چون برات یکم عجیب بود که این چه جور میوه ایست یکم گاز میزدی و یکم بهش نگاه میکردی . امروز برای اولین بار بعد از اینکه کلی تو سینه خیز کردن مهارت یافتی تونستی در حدود دو قدم ...
5 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد